نخستین برف پاییزی ورزقان را سفید پوش کرد

  نفوذ هوای سرد و فعالیت سامانه بارشی که طی روزهای اخیر شهرستان را تحت تاثیر قرار داده بود، از دیروز...

موسیقی عاشیقی میراث کشور ماست

  دنبال خبری کهنه بودم که خبر دیگری هم به چشم آمد. اشاره به این دارد که موسیقی عاشیقی توسط کشور آذ...

در خیابان های اهر دیگر صدای روزنامه نمی آید

چند روز است که خیابان های اهر ارشد هر روزه خود را نمی بیند و صدایش را نمی شنود. ارشد یوسف نژاد روزنا...

فعالیت بیش از ۴۰ مبلغ برای ماه رمضان در ورزقان

حجت الاسلام سید حجت سیدی صبح امروز سه شنبه هم زمان با سالرزو صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی(ره) م...

رضا علیزاده نماینده معین مردم اهر و هریس در مجلس دهم انتخاب می‌شود

  رضا علیزاده در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در تبریز، با اشاره به ترکیب هیئت‌رئیسه دائم مجلس دهم، اظه...

  • نخستین برف پاییزی ورزقان را سفید پوش کرد

    جمعه ، 7 آبان 1395 ، 06:33
  • شرکت ملی مس در جهت عکس تحقق اقتصاد مقاومتی گام بر می‌دارد

    سه شنبه ، 26 مرداد 1395 ، 12:32
  • موسیقی عاشیقی میراث کشور ماست

    شنبه ، 19 تیر 1395 ، 06:35
  • در خیابان های اهر دیگر صدای روزنامه نمی آید

    سه شنبه ، 1 تیر 1395 ، 05:00
  • فعالیت بیش از ۴۰ مبلغ برای ماه رمضان در ورزقان

    سه شنبه ، 1 تیر 1395 ، 04:54
  • رضا علیزاده نماینده معین مردم اهر و هریس در مجلس دهم انتخاب می‌شود

    دوشنبه ، 17 خرداد 1395 ، 05:09
  • مرگ موتورسوار در برخورد با ال 90 در سه‌راهی گزانبند در جاده ورزقان –خاروانا

    دوشنبه ، 17 خرداد 1395 ، 05:04

 

 

 

 در اين بين نگاهي به مطالب وبلاگ همكاران و دوستان قلم به دست انداختم ، اندكي كه نه ! بلكه بسيار جا خوردم و متاسف و متاثر شدم وقتي به مطلب درج شده يكي از همكاران كه ادعاي انديشمندي و روشنفكري دارد رسيدم.

چرا در منطقه ما بجاي نقد عملكردها و رفتار شخص در جامعه و سمت و مسئوليت  ، وارد حريم خصوصي اشخاص مي شويم ! مگر ما مفتش يا كارگاه و شوراي تاييد صلاحيت شغلي و اخلاقي خانواده و جامعه خصوصي افراد هستيم ؟ مگر براي تحليلگري و قلم زدن نياز به تاييد صلاحيت شغلي داريم ؟ آنهم كسب و كاري كه افتخار كسب نان حلال را بر تابلوي پيشاني خود دارد.

چرا مدعيان انديشه و دموكراسي خواهي در منطقه ما خود نقطه ي كنشي براي جامعه نوپاي آزاد انديشي ما مي شوند ؟ چرا به خود اجازه مي دهيم هنگام باخت در مجادله و مناظره مطبوعاتي و رسانه اي به حريم خصوصي افراد تجاوز كنيم ؟ كاري كه هشت سال پيش احمدي نژاد در مناظره معروف خود پايه گذاري كرد و عده اي به به و چه چه زدند اما غافل از اينكه در آينده اين معضل تبديل به فرهنگ در جامعه و كشور ما خواهد شد.

البته بنده شخصا" به همين رفتار متشابه هم برخورد كردم و بارها مورد حمله نامهرباناني قرار گرفته ام اما با منطق و حوصله جواب و پاسخ آنها را داده ام و بي شك يك بيگناه هيچ هراسي از هيچ كسي نخواهد داشت حال آنكه شغل و راه دراوردن لقمه نان حلال نه تنها وب نويس بلكه يك انسان را زير سوال برده و به سخره نشانيم.

بسيار تاسف ميخورم به خودم و دوستان عزيزي كه در چنين فضايي قلم ميزنيم و تلاش ميكنيم منطقه را از بحران و اقتدارگرايي عده اي خاص نجات دهيم و اعتدال و آزادي انديشه را در جامعه كوچك منطقه رواج دهيم، اگر چنين پيش برود بهتر است ما كوله خود بسته و به نقد شخصيت هايي بپردازيم كه هم جنبه نقد را داشته باشند و هم لايق بردن نامشان در يك رسانه مردمي و مجازي باشند و فضا را براي خودبين ها و خودراي ها باز كنيم تا خود كف زنند و خود بر خودشان آفرين گويند.

بنده نه وكيل دعاوي كسي هستم نه قاضي ! بلكه يك وب نويس و نقاد مستقلي هستم كه هم جرات اظهار نظر در مسايل روز كشور و منطقه را دارم و حق آنرا كه در مسايل مربوط به آينده و حال و منطقه و كشورم و عملكرد مسئولان آن وارد حوزه انتقادي شوم و از قلم خود براي دفاع از حقوق كشور و مردم و حتي شخص خودم استفاده كنم .

دوست گرامي يادمان نرود شغل عده كثيري از پيامبران خدا چوپاني بود و اميرمان حضرت علي به كار چاه كني يا در ادبيات عاميانه خودمان به كان كاني مشغول بود ، سوال اينجاست آيا تاكنون به اين نكته توجه كرده ايم كه يك چوپان يا چاه كن چطور به اون عظمت و مقام رسيده است ؟

شايد عده اي آرزوي قارون شدن در يك شبه را بر سر مي پرورانند ! اما اين راه فقط از طريق حرام و غارت و دزدي امكان پذير است ، يك انسان سالم ترجيح ميدهد شغل كارگري و آشپزي را انتخاب كند تا بالا رفتن از ديوار و خانه مردم .

يك انسان با داشتن مدرك دكترا بزرگوار قلمداد نمي شود كه البته عزيزان وب نويس و قلم بدست منطقه به اكثريت داراي مدارك تحصيلي دانشگاهي حتي در چند رشته و تخصص هستند ، ادب و تفكر انسانيت جدا از مدرك تحصيلي و علوم تخصصي است ، در اين ميان مجبور مي شوم داستان يا واقعيت كوتاهي را به قلم آورم .

بخوانيد چيزي از دست نمي دهيد

روزگاري پسري سركش پدري را وادار مي كند تا بخداي خود شكايت كند ، وقتي پسر به راه راست هدايت نمي شود پدر او را از خانه بيرون كرده و مي گويد تو انسان لايقي نيستي كه حتي كوچكترين كمكي به پدر كني ، پسر عزيز خط و نشان ميكشد كه پدر من ميروم اما خواهي ديد چطور به مقام و عزت ميرسم ، پسر بعد از سفر به شهر به تحصيل مشغول شده و به درجات عالي نظامي ميرسد ، پدر خبردار ميشود و تصميم ميگيرد براي ديدار پسرش به دفتر او رود ، پدر به شهر رفته و دفتر پسرش را يافته و به ديدار او ميرود ، پدر بعد از انتظار ساعت ها بلاخره اجازه ديدار با پسرش را كسب ميكند و وارد اتاق ميشود ، پسر با ديدن اين صحنه به پدر مي گويد پدر الان چندين گردان و هزاران سرباز زير دست من هستند و هر روز صدها نفر به من احترام ميگذارند و از ترس من آب دهنشان در گلو خشك ميشود ، حال ديدي پدر جان به چه مقامي رسيدم ! آيا اكنون آدم و انسان شايسته اي شده ام ؟ پدر با تاملي مي گويد نه  پسرم ! نه تنها آدم شايسته اي نشده اي بلكه ان ذره از انسانيت و ادبي هم كه داشتي از دست داده اي ، چون تو حتي ياد نگرفته به پاي پدر خودت بلند شده و سلامي دهي و اين درجات تو را كر و كور كرده و هيچوقت به درجه انسانيت نخواهي رسيد حتي اگر سلطان و شاه دنيا شوي ، انسانيت به مقام و سمت و پول نيست بلكه به ادب و تواضع و اعمال نيك است و چيزي كه ذره اي در وجود تو نمي بينم و اين ميشود پايان داستان پنداموز و برگشت پدري مايوس به ده و روستايش

نمي خواهم در قلم خود بي احترامي و كوچكترين اهانتي به انساني صورت گيرد اما ميخواهم بنويسم دوست عزيزم ما مي توانيم در هر شغلي كه باشيم به مقام و منزلت برسيم چه آشپز باشيم ! چه دكتر ! بايد انسانيت و تواضع داشته باشيم.

 

مهندس اكبر مقيمي