نخستین برف پاییزی ورزقان را سفید پوش کرد

  نفوذ هوای سرد و فعالیت سامانه بارشی که طی روزهای اخیر شهرستان را تحت تاثیر قرار داده بود، از دیروز...

موسیقی عاشیقی میراث کشور ماست

  دنبال خبری کهنه بودم که خبر دیگری هم به چشم آمد. اشاره به این دارد که موسیقی عاشیقی توسط کشور آذ...

در خیابان های اهر دیگر صدای روزنامه نمی آید

چند روز است که خیابان های اهر ارشد هر روزه خود را نمی بیند و صدایش را نمی شنود. ارشد یوسف نژاد روزنا...

فعالیت بیش از ۴۰ مبلغ برای ماه رمضان در ورزقان

حجت الاسلام سید حجت سیدی صبح امروز سه شنبه هم زمان با سالرزو صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی(ره) م...

رضا علیزاده نماینده معین مردم اهر و هریس در مجلس دهم انتخاب می‌شود

  رضا علیزاده در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در تبریز، با اشاره به ترکیب هیئت‌رئیسه دائم مجلس دهم، اظه...

  • نخستین برف پاییزی ورزقان را سفید پوش کرد

    جمعه ، 7 آبان 1395 ، 06:33
  • شرکت ملی مس در جهت عکس تحقق اقتصاد مقاومتی گام بر می‌دارد

    سه شنبه ، 26 مرداد 1395 ، 12:32
  • موسیقی عاشیقی میراث کشور ماست

    شنبه ، 19 تیر 1395 ، 06:35
  • در خیابان های اهر دیگر صدای روزنامه نمی آید

    سه شنبه ، 1 تیر 1395 ، 05:00
  • فعالیت بیش از ۴۰ مبلغ برای ماه رمضان در ورزقان

    سه شنبه ، 1 تیر 1395 ، 04:54
  • رضا علیزاده نماینده معین مردم اهر و هریس در مجلس دهم انتخاب می‌شود

    دوشنبه ، 17 خرداد 1395 ، 05:09
  • مرگ موتورسوار در برخورد با ال 90 در سه‌راهی گزانبند در جاده ورزقان –خاروانا

    دوشنبه ، 17 خرداد 1395 ، 05:04

 

 پروفسور محمود آخوندی متولد 20 اسفند سال 1312 شمسی در اهر است و بی نیاز از معرفی. دانشنامه آزاد ویکی پدیا او را «یکی از مشاهیر حقوق و نخستین پروفسور حقوقی ایران» معرفی می کند. آخوندی را همچنین « پدر آیین دادرسی کیفری» نام نهاده اند.

در سال 40 دکترای حقوق را در سوئیس دریافت کرد. پایان نامه اش در موضوع « جزای اسلامی و تأثیر آن در حقوق جزای ایران» بود. بعد از فارغ التحصیلی به زادگاهش اهر آمد و در دادگستری آن به عنوان اولین دادرس دادگاه شهرستان مشغول به کار شد. در ادامه بازپرس دادسرای تبریز، دادیار دادسرای کرج، دادیار دادسرای تهران، مسئولیت پارلمانی دادگستری تهران، رئیس دادگاه جنحه، رئیس دادگاه استان تهران، رئیس دادگاه جنایی، استاد حقوق دانشگاه های تهران، شهید بهشتی، قم و دانشگاه هاوایی و.... از جمله مسئولیت ها و مناصب او بوده است.

کتاب آیین دادرسی کیفری مهم ترین اثر آخوندی در ده جلد است که پنج جلد آن منتشر شده است.

روز یکشنبه 29 اردیبهشت سال 1387 با پروفسور آخوندی گفتگویی داشتیم برای انتشار در گویا که با تیتر « امروز فرهنگ ما متوقف شده است» در این نشریه منتشر شد. تواضع و افتادگی را به تمام معنا می شد در او به تماشا نشست.

در انتهای گفتگو به رسم کلیشه ای کلماتی را خواندم تا ایشان هرچه به ذهن شان می آید، بگویند.

گفتم دانشگاه

گفت: دانشگاه محل مقدسی است برای ارائه ی اندیشه های جدید، برای آموختن طرز اندیشیدن. نه مشتی محفوظات را به دانشجویان دادن. درست اندیشیدن را یاد بدهیم.

گفتم نفت

گفت: اگر بخواهم بحث کنم، جنبه ی سیاسی پیدا می کند. نفت در دنیای امروزی برای کشورهای دارنده بدبختی و بیچارگی آفریده است.

گفتم تهران

گفت: وقتی تهران را گفتید، من به یاد شعری افتادم. دوره ای بود که در اهر به زبان ترکی درس می خواندیم و در کتاب فارسی نوشته بودند:

تهران دِییلَن بو شهر زیبا

ظاهرده گؤزل نگاره بَنزَر

باطنده نظر ائدیلسه اما

بیر اوستی آچخ مزاره بنزر

من هنوز در مورد تهران همین فکر را دارم.

گفتم امام علی (ع)

گفت: من از امام علی مفهوم همای رحمت، یک انسان والا، انسانی که باید برای همه الگو قرار گیرد، در ذهن دارم.

و گفتم اهر

گفت: اهر برای من شهری زیبا و دوست داشتنی است. من از ابتدا این شهر را دوست داشته و دارم. زمانی که در سوئیس درس می خواندم تمام آرزویم این بود که برگردم و در زادگاهم خدمت کنم. من دکتری از سوئیس داشتم و 40 سال پیش بود. در سطح کشوری برای من کار فراوان بود. اما دلم می خواست بیایم در اهر و به زادگاهم خدمت کنم و همین کار را هم کردم و آمدم به عنوان رئیس دادگاه سال ها خدمت کردم. اما دانشگاه ملی نیاز داشت که من برای دانشجویان درس بدهم. می دیدم اگر آن جا درس بدهم شاید پیام های من منتشر می شوند و با اکراه اهر را ترک کردم و الآن هم که موقعیتی پیش آمد واقعاً خوشحال شدم. خوشحال شدم که به اهر می آیم و در اینجا با دانشجویان سر و کار خواهم داشت و این برای من موجب مسرت زیاد است.

اول دی ماه سال 1392 نیز با او گفتگویی ترتیب دادیم که با تیتر؛ « حقوق شهروندی را باید ملت تعیین کنند»، در گویا منتشر شد.

پیش از طرح پرسش ها ابتدا به آماده شدن تندیس ایشان برای نصب در یکی از میادین اهر که با کوشش شهرداری انجام می شود، اشاره کردم و نکاتی را در مورد نشریه گویا و مصاحبه ی نخست مان مطرح ساختم و از زنده یاد رحیم غفاری مدیرمسئول شهاب اهر ( نخستین نشریه ی ارسباران) یاد کردم و برای استاد آخوندی یادآوری کردم که یادداشتی به قلم ایشان در یکی از شماره ای این نشریه وجود دارد و او به خاطر آورد که مطلبی در مورد ایجاد سیکل دوم آموزش تحصیلی در اهر بود. آخوندی گفت: « من پیش تر یک نشریه دیواری با نام « ارسباران» می نوشتم که شعر؛ « دهد کوه ارسبارانم آواز / که من بهتر ز آلپ و مبلانم» را نیز همراه نامش داشت» و افزود: « من کار روزنامه نگاری را از آن زمان شروع کردم».

گفتم؛ دهم دی ماه سالروز درگذشت رحیم غفاری است و خواستم که در مورد ایشان نظرش را بگوید و استاد آخوندی در فضای 60 سال پیش قرار گرفت و گفت: « برای شهاب اهر مقاله می نوشتم. یادم است در ابتدا بود که مطلبی نوشتم که شهاب اهر مانند ستاره درخشانی است که در آسمان اهر پدیدار شده است». آخوندی با اشاره به تلاش های مرحوم غفاری در انتشار این نشریه، گفت: « آقای غفاری مرد بسیار محترم، خوش رو و فعال و علاقه مند بودند. آن زمان سردفتر بود. او روزنامه شهاب اهر را با عشق و علاقه تمام منتشر می کرد. نظر مادی در این کار نداشت. عقده ای نداشت و سالم و درستکار بود. همه شهروندان از او راضی بودند. بعد از مصدق مأموران اداره آگاهی او را اذیت کردند و دارایی او را گرفتند. او بگیر و ببند و کشت و کشتار در ماجرای فرقه دموکرات را در خاطر داشت و ترسیده بود. علت بیماری اش نیز همین ترس ها بود».

همان طور که در انتشار گفتگوی نخست مان بر نام گذاری خیابان یا میدان به نام پروفسور محمود آخوندی اشاره رفته بود، در گفتگوی دوم نیز چنین شد. گفتگوی دوم اما زمانی بود که تندیس او طراحی و ساخته شده بود. در گزارش گفتگو هم چنین آمد که؛ « امیدواریم هرچه زودتر تندیس ساخته شده ی پرفسور آخوندی در میدان مقابل دادگستری اهر نصب و با حضور خود او پرده برداری شود». همچنین اینکه؛ « اگر گروه حقوق دانشگاه آزاد اسلامی پای پیش بگذارد و با حمایت و همکاری مسئولان منطقه نکوداشت درخوری برایش برگزار شود، گام ارزشمندی است که اهر می تواند برای فرزند نابغه ی خود بردارد».

و اما شرح ماجرای تندیس آخوندی، میدان دادگستری و اقدام شهرداری اهر در احداث یادمانِ « بی نام و نشان» به جای نصب تندیس آخوندی در شماره جدید گویا ( 229) آمده است.

شنیده ام مخالفت با نصب این تندیس فراتر از جسارت و اراده شهردار و حتی شورای اسلامی است. نقطه حساسی در تاریخ شهر ماست. بی تردید اهمیت نصب این تندیس برای شهردار جوان ما تا بدان حد نمی تواند باشد که به خاطرش از خیر این مقام بگذرد و چه بسا چنین انتظاری از سوی شخصی چو من زیاده روی باشد. از برخی مسئولان غیربومی که تعلق خاطری به این آب و خاک ندارند و حتی ممکن است تمایلات شخصی خود را برخلاف رویه رایج در کشور در این معنا دخالت دهند، انتظاری نیست. از نماینده شهرستان در مجلس نیز نمی توان انتظاری داشت. از شورای شهر و از رئیس شورای شهر و از رئیس شورای اسلامی شهرستان هم.

می فرمایید از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی؟

حتما مزاح می فرمایید.

پس چه باید کرد؟

شاید هیچ!!!

اما نسل آتی به سادگی از ما نخواهد گذشت.

آنچه در موضوع تندیس آخوندی نمود و بروز یافت، گوشه ای از عشق به وطن، عشق به مفاخر و فرزندان نامدار وطن بود. تلاشی درونی که تاکنون به نتایج خوبی هم رسیده است. مگر کم اتفاقی است که امروز فرزندان اهر بدانند که بنیانگذار روزنامه نگاری ملی ایران یک اهری (طاهر بایبوردی قراجه داغی) بوده است..... بی تردید عشق جوانان به میهن خود و به نام آوران و قهرمانان میهن خود، نتایج شگفت آوری خواهد داشت و سنگ اندازان، در تاریخ فرهنگ این خاک با بدنامی یاد خواهند شد.

در پایان سخن یاد بیتی از استاد بارز افتادم:

پیتیکده یازدیقینا غصه ایله مه بارز

کی چوخ پیتیکلری ذوق اهلی بی کتاب ائله دی

حالا که چنین آمد بگذارید کلامی دیگر از ایشان نیز نقل کنم. در آخرین دیدارمان با استاد بارز که جمعی از مسئولان نیز بودند. موقع خداحافظی گفت: « اؤز وطنیمده غریبم». اندکی بعد از این دیدار بود که استاد بارز بدرود حیات گفت و به سرای باقی شتافت. من این جمله و مصرع از بارز را آخرین سروده ایشان می دانم که حدیث مفصل در خود دارد.

ـ حق می دهم که بزرگان مرا به خاطر این نوشتار مذمت کنند. چون انتشار خبر مخالفت با نصب تندیس آخوندی در زادگاهش تأسف آور است. اما واقعیتی است که وجود دارد و جز این چاره ای نبود.

 

  جعفر خضوعي