نخستین برف پاییزی ورزقان را سفید پوش کرد

  نفوذ هوای سرد و فعالیت سامانه بارشی که طی روزهای اخیر شهرستان را تحت تاثیر قرار داده بود، از دیروز...

موسیقی عاشیقی میراث کشور ماست

  دنبال خبری کهنه بودم که خبر دیگری هم به چشم آمد. اشاره به این دارد که موسیقی عاشیقی توسط کشور آذ...

در خیابان های اهر دیگر صدای روزنامه نمی آید

چند روز است که خیابان های اهر ارشد هر روزه خود را نمی بیند و صدایش را نمی شنود. ارشد یوسف نژاد روزنا...

فعالیت بیش از ۴۰ مبلغ برای ماه رمضان در ورزقان

حجت الاسلام سید حجت سیدی صبح امروز سه شنبه هم زمان با سالرزو صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی(ره) م...

رضا علیزاده نماینده معین مردم اهر و هریس در مجلس دهم انتخاب می‌شود

  رضا علیزاده در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در تبریز، با اشاره به ترکیب هیئت‌رئیسه دائم مجلس دهم، اظه...

  • نخستین برف پاییزی ورزقان را سفید پوش کرد

    جمعه ، 7 آبان 1395 ، 06:33
  • شرکت ملی مس در جهت عکس تحقق اقتصاد مقاومتی گام بر می‌دارد

    سه شنبه ، 26 مرداد 1395 ، 12:32
  • موسیقی عاشیقی میراث کشور ماست

    شنبه ، 19 تیر 1395 ، 06:35
  • در خیابان های اهر دیگر صدای روزنامه نمی آید

    سه شنبه ، 1 تیر 1395 ، 05:00
  • فعالیت بیش از ۴۰ مبلغ برای ماه رمضان در ورزقان

    سه شنبه ، 1 تیر 1395 ، 04:54
  • رضا علیزاده نماینده معین مردم اهر و هریس در مجلس دهم انتخاب می‌شود

    دوشنبه ، 17 خرداد 1395 ، 05:09
  • مرگ موتورسوار در برخورد با ال 90 در سه‌راهی گزانبند در جاده ورزقان –خاروانا

    دوشنبه ، 17 خرداد 1395 ، 05:04

 

 از سال 1355 که قرار شد شرکت مس سونگون ورزقان، زیر لوای شرکت ملی صنایع مس ایران قرار گیرد، سی و پنج سالی می گذرد.

به گزارش کیوسک، گذر سال های متمادی، تاثیر مثبت چندانی بر منطقه ای که این کان در آن واقع شده، نداشت. مردم منطقه کم کم به دیدن چهره های نا آشنا و سیه چرده ی جنوبی عادت کردند و با کمبود آب و آلودگی های هوایی اش، خود را سازگار ساختند.

 

 اکنون نیز مس سونگون، شرکتی که در حال حاضر 40 درصد ذخیره ی مس کشور را دارا است و دومین استخراج کننده ی مس در سطح کشور می باشد، نه تنها پیشرفت و توسعه ای را برای مردمش حاصل نکرده بلکه هر روزی که می گذرد، بیش تر آن ها را به سمت محرومیت و مهاجرت سوق می دهد و در مقابل، مردم جنوب کشور را روز به روز مرفه تر می گرداند!


تا 22 تیر 85، سونگون همانی بود که قرار بود باشد. اما سفر هیئت دولت به استان آذربایجان شرقی و قرار گرفتن "احداث کارخانه ی ذوب و پالایشگاه مس کاتد در محل معدن مس سونگون و توسعه ی معدن مس سونگون با سه هزار میلیارد ریال سرمایه گذاری" به عنوان یکی از 70 مصوبه ی سفر استانی، خوشایند مردم منطقه و مدیران استانی شد؛ چرا که امید آن می رفت تا ورزقان و منطقه ی آذربایجان، آن گونه که در حقیقت است، قطب صنعت کشور باشد.
طرح توسعه ی مس سونگون، ایجاد کارخانه ی فاز دوم تغلیظ، کارخانه ی ذوب، ‌واحد پالایش دویست هزار تنی و کارخانه ی اسیدسازی را شامل می شد که با عملیاتی شدن آن، کنسانتره ی مس تولیدی سونگون به کرمان انتقال نمی یافت و شاید این همانی است که نباید تحقق یابد تا هم چنان کرمان در میدان توسعه یکه تازی کند؛ چرا که این طرح، با گذشت بیش از پنج سال از تصویبش، هنوز که هنوز است اجرایی نشده تا معادلات پیش بینی شده ی استانی برای توسعه ی این منطقه بر هم بخورد.


پس لرزه های اجرایی نشدن طرح مذکور، اواخر اردی بهشت 88 میان استاندار آذربایجان شرقی و مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران اتفاق افتاد.
احمد علیرضا بیگی که از سردمداری دست های پشت پرده در عدم اجرای چنین برنامه هایی گلایه داشت، در برابر مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران ایستاد. او با انتقاد شدید از جبهه گیری شرکت ملی صنایع مس ایران، علت خارج شدن درآمد شرکت مس سونگون از این مجموعه و هزینه ی آن در جاهای دیگر را جویا شد.


نزدیک دو سال از روزی که این درگیری لفظی اتفاق افتاد و در پی آن، مدیرعامل شرکت ملی صنایع مس ایران اظهار کرد: «مرا به خاطر عملکرد ضعیف مدیران قبل سرزنش نکنید»، می گذرد. اگر آن روزها مردم این خطه از ایران زمین درصدی نسبت به این جمله ی مدیرعامل باور یافتند، امروز دیگر برایشان ثابت شده که این مدیر نیز چون مدیران سابق مجموعه یا چندان اختیاری در اجرا و مدیریت ندارد یا او نیز دوست ندارد سهم آذربایجان به مردمش برسد تا مگر...
اما با ساده ترین مقایسه ها نتایج قابل توجهی به دست می آید که به راحتی می توان چرایی موضوع را حدس زد.

 

 
• روستای سونگون که در نزدیکی این معدن قرار داشت، با مرور زمان و به علت آسیب های وارده ی ناشی از فعالیت این کان، خالی از سکنه شد.

 


• 40 درصد خوراک مس سرچشمه ی ایران توسط مس سونگون تامین می شود و این در حالی است که مدیران استانی و مسوولان مربوطه به صورت مداوم، تقاضای ارائه ی تسهیلات واقعی را دارند و نتیجه ی حاصله به سمت کرمان، بلوکه می شود!

 • کرمان با استفاده ی مستقیم از منابع درآمدی معادن مس سرچشمه و مس بابک و بهره مندی غیر مستقیم از مس سونگون، باشگاه های ورزشی مجهزی را در اکثر شهرهای بزرگ و کوچکش ایجاد کرده و در آن ها سرمایه گذاری های میلیاردی انجام می دهد. در قبال این عملکرد، چند سال پیش تنها برای این که صدای اعتراض مردم و مسوولان آذربایجان شرقی خاموش گردد، باشگاهی با نام مس سونگون تاسیس شد که تیم بسیار ضعیفی با کم ترین بنیه ی مالی در ورزقان شروع به کار کرد. باشگاهی که اعتبار سالانه ی اختصاص یافته به آن حتی نمی تواند با هزینه ی ماهانه ی یکی از باشگاه های کرمانی مقایسه شود.
این بی انضباطی مالی در حالی صورت گرفته که پشتکار و علاقه ی مردم تبریز و جوانان آن نسبت به ورزش در دفعات مکرر بر همگان اثبات شده است. تیم های فوتبال تراکتورسازی، شهرداری، ماشین سازی و... گواه این مسئله می باشد. اما در قبال آن و با سرمایه گذاری های هنگفتی که بر تیم های فوتبال مس سرچشمه، مس رفسنجان و... انجام شده، هیچ حرکت و پیشرفت قابل توجهی در این تیم ها دیده نمی شود.
• بیش از 30 سال، زمان سپری شده از روزهایی که معدن مس سونگون دوباره آغاز به استخراج کرد؛ آن روزها مهندسان و کاردانان پایتخت نشین و جنوبی آمدند تا کارها پیش رود. آن روزها درصد کارگران بومی حتی یک به صد نبود چه رسد به مهندسان و ناظرانش! امروز نیز تنها برخی از کارگران این معدن بزرگ را بومیان تشکیل می دهند.
اما سوالی که پیش می آید این است: چرا در این سی و چند سال نیروهای بومی، برای این کار پرورش نیافته؟ چه قصدی از عدم آموزش کارگر و مهندس متخصص بومی وجود دارد؟ آیا دلیل کار مذکور جز این است که شرکت ملی صنایع مس ایران که در 12 تیر 1351 با عنوان شرکت سهامی معادن مس سرچشمه ی کرمان تشکیل شد، دوست دارد که صنعت مس کشور ابتدا در انحصار کرمان و سپس پایتخت باشد؟
• مسئله ی دیگر، گردش های مالی شرکت مس سونگون آذربایجان است که مشخص نیست در کدام بانک ها انجام می شود؟ بانک های استانی یا بانک های جنوب و پایتخت؟ اخیرا مدیر عامل شرکت مس سونگون از گردش مالی و سپرده گذاری 50 میلیارد تومانی شرکت مس در بانک های استان خبر داده بود. موضوعی که همین مسوول در جلسه ای خصوصی آن را تکذیب کرده است!
• تمام این مسائل را که به کناری بگذاریم، آنچه بیش از همه مردم منطقه و مدیران استانی را می آزارد، آسیب های شدید زیست محیطی ای است که بر این خطه تحمیل شده است. حکایت مردم ورزقان و منطقه ی ارسباران همان حکایت «آش نخورده و دهان سوخته» است. برداشت های مالی، سرمایه گذاری های کلان و هر آنچه مزیت است، نصیب جنوبی ها و تهرانی جماعت شده و دودش به خورد مردم منطقه داده می شود.
گونه های زیست محیطی ای که در اثر آلودگی های ناشی از معدن در معرض انقراض قرار می گیرند، حامیان و مدافعان محیط زیست را به شدت گران کرده است.
از سوی دیگر نیز حدود یک سوم ذخیره ی آبی سد ستارخان که هم اکنون در مس سونگون استفاده می شود، به طور کامل جوابگوی بخش کشاورزی منطقه است.
حالا این سوال پیش می آید که چه لزومی به فعالیت این معدن در منطقه وجود دارد؟ چرا بار دیگر این باید آذربایجان شرقی باشد که مورد ظلم قرار می گیرد؟ اگر قرار است که منطقه ی آذربایجان همیشه پله ای برای دیگر شهرهای کشور باشد و خودش با وجود پتانسیل های بالقوه و بالفعلی که دارد، عقب مانده تر از سایر استان های مشابه به حیات خود ادامه دهد، این اعمال بی تدبیری ها تا چه زمانی مردم منطقه را آزار خوهد داد؟