نخستین برف پاییزی ورزقان را سفید پوش کرد

  نفوذ هوای سرد و فعالیت سامانه بارشی که طی روزهای اخیر شهرستان را تحت تاثیر قرار داده بود، از دیروز...

موسیقی عاشیقی میراث کشور ماست

  دنبال خبری کهنه بودم که خبر دیگری هم به چشم آمد. اشاره به این دارد که موسیقی عاشیقی توسط کشور آذ...

در خیابان های اهر دیگر صدای روزنامه نمی آید

چند روز است که خیابان های اهر ارشد هر روزه خود را نمی بیند و صدایش را نمی شنود. ارشد یوسف نژاد روزنا...

فعالیت بیش از ۴۰ مبلغ برای ماه رمضان در ورزقان

حجت الاسلام سید حجت سیدی صبح امروز سه شنبه هم زمان با سالرزو صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی(ره) م...

رضا علیزاده نماینده معین مردم اهر و هریس در مجلس دهم انتخاب می‌شود

  رضا علیزاده در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در تبریز، با اشاره به ترکیب هیئت‌رئیسه دائم مجلس دهم، اظه...

  • نخستین برف پاییزی ورزقان را سفید پوش کرد

    جمعه ، 7 آبان 1395 ، 06:33
  • شرکت ملی مس در جهت عکس تحقق اقتصاد مقاومتی گام بر می‌دارد

    سه شنبه ، 26 مرداد 1395 ، 12:32
  • موسیقی عاشیقی میراث کشور ماست

    شنبه ، 19 تیر 1395 ، 06:35
  • در خیابان های اهر دیگر صدای روزنامه نمی آید

    سه شنبه ، 1 تیر 1395 ، 05:00
  • فعالیت بیش از ۴۰ مبلغ برای ماه رمضان در ورزقان

    سه شنبه ، 1 تیر 1395 ، 04:54
  • رضا علیزاده نماینده معین مردم اهر و هریس در مجلس دهم انتخاب می‌شود

    دوشنبه ، 17 خرداد 1395 ، 05:09
  • مرگ موتورسوار در برخورد با ال 90 در سه‌راهی گزانبند در جاده ورزقان –خاروانا

    دوشنبه ، 17 خرداد 1395 ، 05:04

 تا انتخابات مجلس دهم کمی بیش از یک سال زمان باقی مانده و فضای انتخاباتی شهرستان رو به گرمی می گذارد. بر خلاف مسایل مربوط به اقتصاد و فرهنگ و … که دچار رخوت و سردی است. انتخابات مجلس اندک اندک به موضوع دست اول تبدیل می شود. جلسات متعدد با فاصله های کمتری بر گزار می شود تا در نزدیکی انتخابات و موئد مقرر با قول و قرار هایی که گذاشته شده یکی به نفع دیگری کنار بکشد یا سهم خود را ستانده به کناری رود تا جو تبلیغاتی بهتری برای دیگران به وجود آید. این مهم است که دهان به دهان بچرخد که فلانی به نفع فلانی کنار رفت و در فلان غذا خوری به افتخار این ائتلاف شامی نوش جان  شود.

نامزدهایی که  اعلان آمادگی کردند در تلاشند تا ستادهایشان را آرایش انتخاباتی دهند. بازار فعالان انتخابات گرمتر می شود اما خودشان هم می دانند این گرمی بازار تا زمانی هست که با نامزد خاصی دیده یا منتسب به او نشده باشند که اگر چنین شد تبدیل به بیوه سیاسی و انتخاباتی می شوند. به هر کجا که می روند از پشت سر می شنوند که آدم فلانی  آمد و آدم فلانی رفت  و لاجرم لقب فلانچی بهمانچی را یدک خواهد کشید.

بحث بلاتکلیف استانی شدن انتخابات نیز قوز بالا قوز نامزدها شده که مانع بزرگی برای برنامه ریزی آن هاست و ایشان را به شدت اذیت می کند. برای عده ای امیدواری و برای برخی نا امیدی به ارمغان آورده، انرژی نامزدان  و تشنگان خدمت به ملت را تحلیل می برد. و دیگر رمقی برای خدمت به ملت را برای آنها باقی نخواهد گذاشت! . استانی شدن و نشدن برنامه ریزی برای هزینه انتخابات و  پیش بینی احتمالات نتیجه انتخابات را بسیار مشکل می کند. این طرح بلایی برای عده ای و شانسی دوباره برای عده ای  شده. واقعا بلاتکلیفی بد دردی برای احساس تکلیف کنندگان این شهر است.

یکی از نامزدهای احتمالی اعلان می کند که دیگر در انتخابات شرکت نمی کند اما از اصرار دوستان نمی تواند بگذرد،  مجبور می شود سوار لودر شود تا نشان دهد عزم و جزمش را برای خدمت جمع کرده و اصرار دوستان و مردم او را  مجاب می کند تا از تصمیمش باز گردد. البته شانس و اقبال با ایشان یار بوده بعید نیست که بار دیگر  او را  یاری کند. او ناراضی ها ی ستاد خود را راضی و به اردوگاهش برگردانده و البته برای عده ای جایی به جز این ارودگاه نیست.

شخص محترم دیگر در پی دفاع  و تبین خدمات خود در طول مدیریت بر  این شهرستان است که شاید بتواند با استفاده  از نقاط قوتش در  دوران مدیریت جلوی برخی شائبه ها و حتی تخریب ها را بگیرد.  لیکن خستگی برای او معنی ندارد.اما او همچنان وزنه سنگینی است.

شخص محترم دیگری  با سازماندهی جلسات و تشکیل شورای مرکزی و بسط دادن  جلسات قدرت نمایی می کند با اینکه بنا بر ادعا این جلسات صرفا برای انتحابات نیست. اما مگر می شود فعالیتهای سیاسی و احتمایی به انتخابات ختم نشود. مشکل صلاحیت در دوره  گذشته  برای حضور وی، اما و اگرها به دنبال دارد. اما شاید شرایط فرق کرده باشد یا چیدمان انتخابات آینده شرایط را جور دیگر تغییر دهد.  خیلی ها منتظر هستند و خواهند ماند. خواه نا خواه او وزنه ایست که با حرکت خود کفه ها را بالا و پایین می کند .


شخص محترم دیگری همچنان که شانس خود را در استانی نشدن و شهرستانی بودن انتخابات می بیند اما استانی شدن را برای خود بد شانسی دیگر می پندارد اطرافیان او هم در کمین جایگاه او نشسته و شاید در در انتظارند .  او خود می داند که اطرافیانش دفتر ارتباط مردمی دایر کرده اند و  این دفتر ها معنای خاص خود را دارد. چون یک سال مانده به انتخابات بسیاری از طبقات همکف و مغازه های بزرگ دم خیابان با نام دفتر ارتباطات مردمی بوی انتخاباتی می گیرند.

آن دیگری رسما با نوشتن نامه و چاپ آن در نشریه  محلی از عدم حضور خود می گوید اما از کجا معلوم شاید دوستان او هم اصرار کنند تا ایشان هم احساس تکلیف کند و او چاره ای جز قبول اصرار دوستان نداشته باشد. اما از او بعید است بر خلاف گفته اش عمل کند.

آری حکایت انتخاباتی شهرمان ادامه دارد.


 احمد رضایی