نخستین برف پاییزی ورزقان را سفید پوش کرد

  نفوذ هوای سرد و فعالیت سامانه بارشی که طی روزهای اخیر شهرستان را تحت تاثیر قرار داده بود، از دیروز...

موسیقی عاشیقی میراث کشور ماست

  دنبال خبری کهنه بودم که خبر دیگری هم به چشم آمد. اشاره به این دارد که موسیقی عاشیقی توسط کشور آذ...

در خیابان های اهر دیگر صدای روزنامه نمی آید

چند روز است که خیابان های اهر ارشد هر روزه خود را نمی بیند و صدایش را نمی شنود. ارشد یوسف نژاد روزنا...

فعالیت بیش از ۴۰ مبلغ برای ماه رمضان در ورزقان

حجت الاسلام سید حجت سیدی صبح امروز سه شنبه هم زمان با سالرزو صدور فرمان تاریخی حضرت امام خمینی(ره) م...

رضا علیزاده نماینده معین مردم اهر و هریس در مجلس دهم انتخاب می‌شود

  رضا علیزاده در گفت‌وگو با خبرنگار تسنیم در تبریز، با اشاره به ترکیب هیئت‌رئیسه دائم مجلس دهم، اظه...

  • نخستین برف پاییزی ورزقان را سفید پوش کرد

    جمعه ، 7 آبان 1395 ، 06:33
  • شرکت ملی مس در جهت عکس تحقق اقتصاد مقاومتی گام بر می‌دارد

    سه شنبه ، 26 مرداد 1395 ، 12:32
  • موسیقی عاشیقی میراث کشور ماست

    شنبه ، 19 تیر 1395 ، 06:35
  • در خیابان های اهر دیگر صدای روزنامه نمی آید

    سه شنبه ، 1 تیر 1395 ، 05:00
  • فعالیت بیش از ۴۰ مبلغ برای ماه رمضان در ورزقان

    سه شنبه ، 1 تیر 1395 ، 04:54
  • رضا علیزاده نماینده معین مردم اهر و هریس در مجلس دهم انتخاب می‌شود

    دوشنبه ، 17 خرداد 1395 ، 05:09
  • مرگ موتورسوار در برخورد با ال 90 در سه‌راهی گزانبند در جاده ورزقان –خاروانا

    دوشنبه ، 17 خرداد 1395 ، 05:04

 

جعفر رشتبر فارغ التحصيل رشته حقوق در مقاله اي باعنوان يادمان باشد مديون خون شهدائيم نوشت:

انسان پس از مدتي از زندگي دنيوي و تجربه زيستن در جامعه مدني و كنار خانواده و عزيزان و دوستانش و پس از سير مراحل تكميلي زندگي و تغير در اعضا و جوارح و چهره اش فوقش پس از 60،70 سال يا پس از يك دوره كوتاه مدت به علت يك حادثه غيرطبيعي و يا بيماري، دنياي خود را عوض مي كند. روحش شاد، يادش گرامي!!!

يك شكل ديگر ترك دنيا كه با شكل اول تفاوت بسياري دارد و انسان كه با رضايت خويش به سراغ آن مي رود و بصورت هدفدار بوده و در جهت صيانت از ارزش ها و خاك وتماميت ارضي وطنش و ناموس و مذهبش به سوي آن شتاب مي كند كه تقريبا در همه جوامع مذهبي با تفاوتي اندك وجود دارد، مرگ در راه خداست كه در قرآن و مذهب و سنت ما به آن شهادت مي گويند، فارغ از آن 13 ساله ( دانش آموز و بسيجي شهيد فهميده) باشد، يا 20 ساله ( شهيد سيد مصطفي موسوي مدافع حرمين شريف حضرت زينب(س) و حضرت رقيه (س)) يا سردار نامي سپاه (حاج حسين همداني كه بارها مورد تفقد رهبري قرار گرفته) باشد، يا دانشمند( شهيد مصطفي احمدي روشن و علي محمدي و ... ) باشد، كه حساب اين گروه با گروه اول زمين تا آسمان فرق مي كند...

*وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ*

 )ای پیامبر) هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.                    * سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹*

واژه شهيد كلمه اي پرمعنا و پرمفهوم مي باشد كه براي درك آن سخت بتوان تنها با علم و دانش به آن پي برد بلكه بايد در ميدان مي بود و اهل جهاد، تا بدينوسيله برايت قابل هضم باشد و معنايش دلچسب و شيرين

كم نبودند نوجوانان و جواناني كه كه بجاي زندگي راحت و بي دردسر و در كنار محيط گرم خانواده و در جو صميمي دوستان هم محله اي و هم مدرسه اي و دانشگاهي، سوداي شهادت در پيش گرفتند و رفتند و رفتند تا كه بمانند...

راستي مگر آن ها نمي خواستند در اين زندگي دنيوي به تفريح بپردازند، به گردش بروند يا در فضاي مجازي فعال باشند يا ازدواج كنند و تشكيل خانواده بدهند ، يا آن آقايي كه كه شش ماه بود كه پدر شده بود، نمي خواست پسرش را در لباس دامادي ببيند،يا آن پسر جواني كه فوتبالش هم از امروزي ها خوب بود، نمي خواست قرارداد ميلياردي ببندد و ماهيانه ده ميليون هزينه پوشاك و لباسش بدهد، يا ماشين آنچناني سوار شود، يا به طرفدارانش امضاء بدهد و براي گرفتن عكس سلفي با آنها ناز كند، و خيلي ياي ... ديگر

باورش شايد براي برخي كم باشد كه به همين راحتي به حكم جهاد يك حاكم شرعي و بستن سربند يا فاطمة الزهرا(س) يا سر بند مي روم انتقام سيلي مادرم زهرا(س) را بگيرم، به جبهه رفتند و در راه شهادت بر يكديگر پيشي گرفتند و پلاك شان شد مدال قهرماني و پهلواني شان، و رفتند و رفتند تا بمانند...

شايد شما هم باورت نميشود!؟ هان !؟ چه تاثيري داشت انفاس قدسي امام خميني(ره) و  حكم جهادش بر جوانان و چه تاثيري داشت سربند يا فاطمة الزهرا (س) ؟؟؟ اين مردان مرد، چه كار كردند كه باورمان نشود كه يكي پدرش و ديگري برادرش و همسايه و دوستانش براي يك هدف والا، زندگي شيرين دنيوي خود را سه طلاقه كردند و بسوي معبود خويش رهسپار شدند.

29 بهمن آن روز تاريخي، روز چهلم شهداي قم، خورشيد طلوع مي كند، حكومت نظامي مي شود! مردم تبريز براي ابراز همدردي با خانواده هاي داغدار آنان و در جهت محكوم كردن ظلم و جور رژيم به خيابان ها مي آيند و به خونشان آغشته مي شوند و درس فداكاري و عزت به جهانيان مي دهند و جاي عجبي نيست كه آذربايجان مي شود سر ايران و اينجا بود كه مقام معظم رهبري خوب حق مطلب را ادا كرد.

سال 57 در پيروزي مردم ايران اسلامي بر رژيم طاغوت و دست نشانده استككبار جهاني، باز هم مردم و جوانان پاي كار آمدند، بازهم گلوله داغ بر سينه ها و بازهم داغ بر دل مادران و باز هم شهادت ...

31 شهريور 59 ، درست چندين ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي نو پاي ايران عزيز، حمله هوايي جنگده هاي رژيم بعثي به چند فرودگاه ايران و تعرض زميني همزمان رژيم بعثي به شهرهاي غرب كشور و مصاحبه خبري صدام حسين مغرور كه تا 48 ساعت ديگر در پايتخت ايران اقدام به برگزاري جشن و پايكوبي خواهد كرد، باز هم جوانان به نداي ملكوتي امام راحل لبيك گفتند و نهال نوپاي نظامي را كه با خون برادران و پدرانشان آبياري كرده بودند و نظامي كه هم پس از آن روزههاي سخت هم مقبوليت بيش از 98 درصدي مردم را داشت وهم مشروعيت شرعي را به حال خود رها نكرده و با خونشان ادامه راه شهداي سال 57 را تضمين كردند و چه درسي به مهاجمين و استكبار جهاني دادند و با دست خالي ايستادند و معادلات جهان را بر هم زدند و خودشان رفتند و رفتند تا بمانند ...

آنها! غافل از اينكه نمي دانستند كه جوانان ايران پسرانشان غيرت ابولفضلي(ع) و دختران شان جسارت زينبي (س) را دارند ...

آري، زهي خيال باطل !؟ دست نشانده آمريكايي كه جنگ نيابتي عليه ايران اسلامي را شروع كرده بود طوري سيلي خورد كه اميرالمومنين علي (ع) در تاريخ به عمر بن عبدود زده بودند و از تجربه گذشتگان و اجدادشان درس نگرفتند و خودشان براي تاريخ تجربه شدند.

سيل عظيم اتوبوس هايي كه بسمت خط مقدم جبهه مي رفت و سيل اشك هايي كه ريخته مي شد! يكي اشك شوق مي ريخت كه برادرش يا پدرش يا همسرش غيرت دارد، غيرت ناموس، غيرت وطن دوستي و ديگري اشك حسرت  به جا ماندن از قافله غيرت و مردانگي و رفتند و رفتند تا بمانند ...

شنيدم برادر حاج مهدي باكري شهيد آقا حميد زماني كه به دستو برادرش، مسئول بستن يك گذرگاه حياتي در مقابل تانك ها و نفربر هاي رژيم بعثي شد ، زماني كه مهماتش تمام شد نه عقب نشيني كرد تا جان سالم به امان ببرد نه تسليم شد و سازش كرد! بلكه گمانش براي ايستادگي در مقابل دشمن در آن حين به سنگ پاره هاي بيابان رفت و رفت تا بماند ...

يا كه شنيدم نوجوان 13 ساله نارنجك به كمر خويش بست و اينگونه به استقبال تانگ هاي زرهي دشمن رفت و رفت تا بماند ...

چرا راه دور برويم شنيدم، نه ! اين بار ديدم كه جوانان تحصيل كرده و دانشمند اين مرزو بوم كه پدر امثال عليرضا و آرميتاي 5، 6 ساله بودند در جهت خود كفا ساختن انرژي هسته اي كشور كه حق مسلم ما بود جانشان را تقديم كردند و چه زيبا به كار كشور آمد،

آري به كار آمد، نيروگاه اتمي بوشهر و تاسيسات هسته اي فردو سلاح دولتمردان ما شد و دشمن را منجر به عقب نشيني تاريخي كرد، پاي ميز مذاكره كشاند! پاي احترام متقابل گذاشتن كشاند! پاي راضي شدن دشمن به بازي برد- برد كشاند! و در نهايت به فرجام رسيدن برجام

همه اين ها و به رسميت شناخته شدن حقانيت نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران نتيجه دستاوردها و خون شهداي هسته اي و علمي كشور شهيد همچون مصطفي احمدي روشن، دكتر مسعود علي محمدي، دكتر مجيد شهرياري و داريوش رضايي نژاد  بود، كه رفتند و رفتند تا بمانند ...

ديدم جواناني كه براي دفاع از حرم حضرت زينب (س) و حضرت رقيه(س) در سوريه و قبور مطهر اهلبيت عصمت و طهارت در عراق بصورت داوطلبانه و با هزار خواهش و التماس پاي به اين كشورها گذاشتند تا، دين شان به حضرت فاطمه الزهرا(س) كه در آن زمان ها بياد شيعيان بودند ادا كنند، تا ضمن دفاع از حرمين شريفين از گسترش تصرفات دشمن جلوگيري كنند تا مبادا من و تو خواب شيرين مان به دلهره تبديل شود و اين امنيت خدادادي از دستمان برود.

پس يادمان باشد شرمنده شهدائيم...

شرمنده آرميتا و عليرضا 5، 6 ساله كه پدران دانشمندشان را از دست دادند

شرمنده خانواده سيد مصطفي موسوي 20 ساله و شهيد مدافع حرم اهل قم

شرمنده جانبازان جان بر كف، كه با اعضاي بدنشان معامله به شرط آزادي و امنيت كردند

شرمنده جواناني كه سر دادند تا در گذر تاريخ از ايراني و ايران به عنوان مردماني سرافكنده و كشور تحت استعمار ياد نشود

شرمنده جواناني كه از خانواده ها و عزيزانشان دل كندند و جدا شدند تا يك وجب از خاك اين مملكت به دست دژخيمان، جدا نشود

شرمنده آنهايي كه با غرور و لب خندان به خط مقدم جبهه ها رفتند، تا غرور و خنده مردمانشان از بين نرود

يادمان باشد كه همين جوانان ، پيران و مردان و زنان براي من و تو، ما و شما رفتند، تا ما در نهايت آرامش به سر بريم و به راحتي بتوانيم در برابر دنيا سر، بلند كنيم و بگوئيم ،، من ايراني هستم ...

و در آخر اين كه قصد نصيحت نداشتم و از روي ارادت به شهدا و در جهت اداي دين خود به شهدا خصوصا شهداي مدافع حرم عرايضي عرض كردم باشد كه مقبول بيفتد، در ضمن اكثر وصيت نامه شهدا به يك مطلب مهم اشاره كرده اند و آن اينكه پيرو و مطيع محض ولايت فقيه باشيم

... و كلام آخر اينكه،

نكند امام مان تنها بماند ...